نمایش یک نتیجه
دکانت عطر له آرک سیریوس | L’Arc Sirius
موجود در انبار
۱۰۵/۰۰۰ تومان–۳/۵۰۰/۰۰۰ تومانجولین راستکینت
در بین حواس پنج گانه ما، به نظر می رسد که بویایی ارتباط مستقیمی با خاطرات و احساسات دارد. جولین معتقد است که حافظه بویایی ما قوی ترین است. او میگوید: «وقتی به خاطرات کودکیام فکر میکنم، بوها ابتدا با احساسی که داشتم مرتبط میشوند، سپس تصاویر را میبینم و در نهایت صدا یا موسیقی را میشنوم». برای جولین، بینی ما همیشه هوشیار است، حتی زمانی که توجه نمی کنیم، احساسات را در عمیق ترین قسمت های مغز ما چاپ می کند. Julien Rasquinet خیلی دیر و به لطف شهود عطرساز معروف پیر بوردون متوجه شد که قرار است عطر بسازد. ژولین از همان دوران کودکی در هنرهای خلاق راهی برای انتقال احساسات و افکار خود یافت. او عاشق نقاشی، طراحی، طراحی و خلق لباس برای تئاتر و عروسک بود. اما تنها پس از فارغ التحصیلی از مدرسه بازرگانی بود که متوجه شد چه چیزی تبدیل به علاقه و حرفه او می شود. وقتی پیر بوردون با جولین ملاقات کرد، به طور غریزی حساسیت و پتانسیل او برای تبدیل شدن به یک عطرساز را تشخیص داد. او به جولین پیشنهاد داد تا استاد او شود. در طی 3 سال برنامه تمرینی فشرده، پیر فلسفه خلقت، تکنیک ها، اشتیاق خود را با او در میان گذاشت. این برخورد با پیر بوردون زندگی جولین را زیر و رو کرد. جولین همچنین این شانس را داشت که به مدت 2 سال با کریستین ناگل کار کند و سپس با ایجاد شرکت عطرسازی خود روحیه کارآفرینی خود را نشان داد. به مدت 4 سال، جولین به طور مستقل برای برندهای مختلف بین المللی ایجاد کرده است. جولین می گوید: “هدف یک خلقت ایجاد یک احساس است.” برای رسیدن به این هدف، او دوست دارد خاطرات بویایی شخصی را زنده کند یا داستانی بسازد که با دقت آن را به یادداشت تبدیل کند. خلاقیت های او می تواند بسیار تجسمی یا بسیار انتزاعی باشد، اما آنها همیشه جاه طلبی برای لمس خواهند داشت. الهام جولین همیشه از یک برخورد می آید. خواه یک شخص، یک آهنگ، یک جمله در یک کتاب یا یک مکان باشد. جولین از این برخوردها احساساتی را استخراج می کند – مانند بافت ها، رنگ ها، مواد خام – که پایه داستانی می شود که او در ذهنش خلق کرده است. او میگوید: «همیشه وقتی از چیزی الهام میگیرم، یادداشتبرداری میکنم، درست مثل نویسندهای که از زندگی روزمرهاش یادداشت میگیرد تا در فیلمنامه بعدیاش از آنها استفاده کند». «بعضی وقتها نیمههای شب با یک ایده جدید از خواب بیدار میشوم. وقتی این اتفاق میافتد، احساس میکنم با عجله به آزمایشگاه میروم و بلافاصله آن را ایجاد میکنم!»